خرید بک لینک

یک سر و هزار سودا دارم

دلی پر شور و شیدا دارم

افسوس عمره کوتاهم

توان شیدایی عالم ندارد

هزار و یک تمنای وصال است

شراب ناب ازل تمنای وجودم

من شیدا ، چرخان و رقصان

در این وادی چه دانم

گهی رسم روزگاران کشم

گهی اوای مستی سر دهم

گهی نگارم بر لوح جان،

من عاشق ، تمنای وصال ازل دارم

نشستم چون درختی بر خاک

ریشه هایم فرو رفته تا عمق خاک

در آغوش زمین مهمانم

شاخسارم رقصان در باد

تمنای وصال ازل دارم

در سجود و اواز روزگارانم

من خاکی و مست و شیدای

روزگارانم

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:40 توسط |

برچسب: شیدا, نویسنده: مریم میرزاده تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:53

صفحه بندی